یکشنبه, ۱۳ اسفند ۱۴۰۲ / بعد از ظهر / | 2024-03-03
کد خبر: 5614 |
تاریخ انتشار : 09 مرداد 1401 - 8:08 | ارسال توسط :
931 بازدید
0
19
ارسال به دوستان
پ

کتاب حرمسرای قذافی: داستانی از زنی جوان و سوء استفاده از قدرت در لیبی کتاب حرمسرای قذافی نوشته‌ی آنیک کوژان، روایتی تلخ و باورنکردنی از دختری 15 ساله به نام ثریاست که به دست ماموران حکومت قذافی ربوده شده و به مدت پنج سال در زیرزمین قلعه دیکتاتور بزرگ لیبی زندانی می‌شود. او داستان‌هایی شوکه‌کننده […]

کتاب حرمسرای قذافی: داستانی از زنی جوان و سوء استفاده از قدرت در لیبی

کتاب حرمسرای قذافی نوشته‌ی آنیک کوژان، روایتی تلخ و باورنکردنی از دختری 15 ساله به نام ثریاست که به دست ماموران حکومت قذافی ربوده شده و به مدت پنج سال در زیرزمین قلعه دیکتاتور بزرگ لیبی زندانی می‌شود.

او داستان‌هایی شوکه‌کننده از اعمال خشونت‌آمیز و تجاوزهای قذافی به دختران و پسران را افشا می‌کند. این کتاب پرفروش برنده جایزه‌ی بزرگ باشگاه بین‌المللی مطبوعات شده است.

درباره‌ی کتاب حرمسرای قذافی:

ثریا اولین زنی است که ماجراهای ناگفتنی حکومت دیکتاتور لیبی قذافی را برای یک خبرنگار فرانسوی بازگو می‌کند. او تنها یکی از ده‌ها دختر قربانی به شمار می‌رود که به اسارت حاکم منحرف و بیماری همچون لیبی درآمد و اکنون روایتگر اسرار پشت پرده‌ی حرمسرای اوست.

ثریا دختر جذاب و سرزنده‌ای بود که آرزوهای بزرگی در سر می‌پروراند و دوست داشت در آینده به پزشکی روی آورد.

در 15 سالگی زمانی که خبر حضور قریب‌الوقوع معمر قذافی در مدرسه آن‌ها به گوش رسید، مدیر مدرسه با خوشحالی و نگرانی این خبر مهم را به دانش‌آموزانش داد و ثریا و چند دختر دیگر را برای استقبال از قذافی و تقدیم دسته‌گل‌هایی به او انتخاب کرد.

در زمان بازدید، قذافی شیفته‌ی زیبایی ثریا شد و بعد از گرفتن دسته‌گل، دستش را به روی شانه‌ی ثریا و پس از آن روی سرش کشید.

دستی که بر سر ثریا کشیده شد، زندگی او را برای همیشه از این رو به ان رو کرد. محافظان قذافی زمانی که او دستش را بر سر ثریا کشید، متوجه علامت شدند و فردا به سراغ او رفتند!

کتاب حرمسرای قذافی (Gaddafi’s Harem) به دو بخش تقسیم شده است که قسمت اول به سرگذشت ثریا می‌پردازد؛ یکی از دخترانی که از سن نوجوانی ظالمانه مورد خشونت و سوءاستفاده جنسی و روحی معمر قذافی قرار گرفت و تا چندین سال بعد هم هویت و زندگی‌اش همچنان تحت تأثیر این اتفاق بود.

در قسمت دوم به روایت زندگی قربانی‌های دیگر قذافی و سرنوشت ثریا در کنار دخترانی همچون خدیجه و لیلا پرداخته می‌شود.

داستان ثریا دلیرانه است و باید به عنوان یک مدرک تاریخی و یک گواهی خوانده شود.

آنیک کوژان این داستان را همان طور که ثریا به وی دیکته کرد به رشته‌ی تحریر درآورد. او سخنور است، حافظه‌ی بسیار عالی دارد و نمی‌تواند تفکر توطئه‌آمیز سکوت را تحمل کند. بدون شک هیچ دادگاه جنایی نخواهد بود که عدالت را برای او به ارمغان بیاورد، شاید لیبی هرگز رنجی که قربانی معمر قذافی به دوش کشید را نفهمد.

نکوداشت‌های کتاب حرمسرای قذافی:

– قدرتمند و برانگیزاننده. (Booklist)

– کتابی کاملاً شگفت‌انگیز. (NPR)

– این کتاب وسعت کامل وحشیگری قذافی را افشا می‌کند. (Independent)

– ندایی تکان‌دهنده و تشویش‌آور برای توجه به خسارت‌های شخصی تمامیت‌طلبی. (Publishers Weekly)

– روایت شخصی از یکی از برده‌های جنسی سابق معمر قذافی، سبک زندگی عجیب و وحشتناک دیکتاتور سابق لیبی را بیشتر روشن می‌کند. (Daily Mail)

با آنیک کوژان بیشتر آشنا شویم:

این نویسنده و خبرنگار فرانسوی در سال 1957 متولد شد. او از سال 1981 در روزنامه‌ی لوموند، یکی از مشهورترین روزنامه‌های فرانسوی کار می‌کند.

آنیک کوژان (Annick Cojean) با افراد برجسته و به‌نام فراوانی همچون پرنسس دایانا گفت‌وگو کرده است و مقاله‌های بسیاری از او منتشر شده که به زبان‌های مختلف ترجمه شده‌اند.

او جایزه‌ی آلبرت لوندرز مهم‌ترین جایزه‌ی روزنامه‌نگاری فرانسه معادل با جایزه پولیتزر را در سال 1996 دریافت کرد.

در بخشی از کتاب حرمسرای قذافی می‌خوانیم:

“آه! خلاصه رسیدیم تراپولی!” دختر کناری من با دقت شروع به دیدن کرد تا بتواند اولین خانه را در شهر ببیند.

دختر دیگری این را اضافه کرد “از سِرت خسته شدم!” نمی‌دانستم با نظرات آن‌ها چه کنم اما همه‌شان را گوش می‌کردم، و تمرکز می‌کردم و اشتیاق داشتم تا حداقل ذره‌ای اطلاعات به دست آورم.

ما نزدیک به چهار ساعت بود که با سرعت خیلی بالا عبور می‌کردیم، باعث وحشت دیگر ماشین‌ها و عابر‌های پیاده می‌شدیم، که کنار می‌رفتند و اجازه می‌دادند تا کاروان عبور کند. شب به پایان رسیده بود و از دور شهر مثل حلقه‌ای پر از خیابان و ساختمان و نور بود.

ناگهان سرعتمان را کم کردیم تا به درون دروازه‌ای عظیم از ترکیبات مستحکم و بزرگ برویم. سربازان خبردار ایستادند، اما خاطر راحت و آسوده‌ی دختران در ماشین، دلالت بر این داشت که به خانه می‌روند. یکی از آن‌ها به سادگی به من گفت: “اینجا باب العزیزیه است.”

البته، من با این اسم آشنا بودم. چه کسی در لیبی با این اسم آشنا نبود؟ اینجا مرکز قدرت بالاتر از هر جای دیگری بود، مرکز اقتدار و قدرت مطلق بود، مسکن مستحکم سرهنگ قذافی.

در عربی این اسم یعنی “دروازه‌ی عزیزیه” سرزمین نظامی که تا غرب تراپولی وسعت دارد. اما در ذهن مردم لیبی بالای تمام نماد‌های ترس و وحشت است. یک بار، پاپا مرا آورده بود که دروازه‌ی بی‌اندازه بزرگ را ببینم.

سردر آن، همانند دیوارهای آن که کیلومترها اندازه داشتند، و دور تا دور را احاطه کرده بودند، مزین به تصاویر برجسته‌ی رهبر بود. به سر کسی هم نمی‌زد که تمام طول دیوار را راه برود، که باعث می‌شد به جرم جاسوسی دستگیر شوند و یا حتی با شلیکی کشته شوند.

به ما هم گفته شده بود که یک راننده تاکسی بدشانس، که متأسفانه در یک قدمی دیوار لاستیک ماشینش پنچر شده بود، حتی قبل از اینکه فرصت کند زاپاسش را از داخل صندوق بیرون بیاورد، با منفجر شدن ماشینش، مرد و گوشی‌های همراه در منطقه‌های اطراف در دسترس نبودند.

فهرست مطالب کتاب

پیشگفتار
بخش اول: داستان ثریا
1: کودکی
2: زندانی
3: باب العزیزیه
4: رمضان
5: حرم
6: آفریقا
7: هشام
8: گریز
9: پاریس
10: چرخ دستی
11: آزادی
بخش دوم: تجسس
1: در تعقیب ثریا
2: خدیجه، لیلا، و بسیاری دیگر
3: آمازون‌ها
4: غارتگر
5: رئیس دنیا
6: منصور داو
7: همدستان و تأمین‌کنندگان
8: مبارکه
9: سلاح نظامی
سخن آخر

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتاب کتاب حرمسرای قذافی: داستانی از زنی جوان و سوء استفاده از قدرت در لیبی
نویسنده آنیک کوژان
مترجم سیده تبسم موسوی
ناشر چاپی انتشارات الینا
سال انتشار ۱۳۹۹
فرمت کتاب EPUB
تعداد صفحات ۲۶۴
زبان فارسی
شابک 978-622-7009-33-0
موضوع کتاب کتاب‌های زندگی نامه، کتاب‌های تاریخ جهان
لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط کتاب صوتی سلام صدا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما