شنبه, ۱۲ فروردین ۱۴۰۲ / قبل از ظهر / | 2023-04-01
کد خبر: 6537 |
تاریخ انتشار : 14 شهریور 1401 - 8:51 | ارسال توسط :
366 بازدید
0
2
ارسال به دوستان
پ

 روبرت صافاریان، منتقدِ برجسته‌ی سینما، در کتاب این فیلم‌ساز شاعر نقاش عروسک‌ساز مستندساز افسانه‌پرداز شعبده‌باز کارنامه‌ی هنری این سینماگرِ برجسته را به طور کامل مورد بررسی قرار داده است.سرگئی پاراجانف کارگردان بزرگِ سینمای شوروی در قرن بیستم بود. درباره کتاب این فیلم‌ساز شاعر نقاش عروسک‌ساز مستندساز افسانه‌پرداز شعبده‌باز زمانی که با اثری برجسته از یک […]

 روبرت صافاریان، منتقدِ برجسته‌ی سینما، در کتاب این فیلم‌ساز شاعر نقاش عروسک‌ساز مستندساز افسانه‌پرداز شعبده‌باز کارنامه‌ی هنری این سینماگرِ برجسته را به طور کامل مورد بررسی قرار داده است.سرگئی پاراجانف کارگردان بزرگِ سینمای شوروی در قرن بیستم بود.

درباره کتاب این فیلم‌ساز شاعر نقاش عروسک‌ساز مستندساز افسانه‌پرداز شعبده‌باز

زمانی که با اثری برجسته از یک سینمای ملی مواجه می‌شویم، در صورت ناآشنایی با زمینه‌های فرهنگی و تاریخی‌ای که اثر در دل آن‌ها خلق شده، احتمالاً حظ چندانی از تماشای آن نخواهیم بُرد؛ یا دست‌کم، به تعبیر روبرت صافاریان، با نوعی «حیرت‌زدگی» و «غافل‌گیری» به دیدنِ آن خواهیم نشست.

البته این گفته نه فقط در مورد آثار سینمایی، بلکه اساساً در باب تمام تولیدات هنری و ادبی صادق است. با این حال، از آن‌جا که سینما در مقایسه با شعر، موسیقی، نقاشی و اغلب مدیوم‌های هنری دیگر (به استثنای رمان) خصلت به مراتب اجتماعی‌تری دارد، می‌باید در مواجهه با آن به نحو مؤکدتری به مسئله‌ی بیان‌شده در سطور پیشین دقت کنیم.

سینمای سرگئی پاراجانف مثالِ خوبی برای توضیح این مطلب است. این سینماگر برجسته‌ی روسی – ارمنی اغلب آثار مهم خویش را در زمان حاکمیت حزب کمونیست بر شوروی ساخت و به اکران رسانید. آشنایان با تاریخ معاصر جهان به خوبی از وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگیِ حاکم بر سراسر اقلیم شوروی در طول قرن بیستم، آگاهند.

بخش اعظمی از تلاش‌های حکومت کمونیستیِ شوروی در این دوره، معطوف بود به کنترل همه‌جانبه‌ی آثار ادبی و هنری‌ای که در سرزمین شوراها خلق می‌شدند. این کنترل غالباً از طریقِ توسل به شدیدترین سانسورها اِعمال می‌شد

. ناگفته پیداست که بدون توجه به این واقعیت، نمی‌توانیم به درکی درست از آثار هنرمندانی نظیر سرگئی پاراجانف دست یابیم. کمااینکه چنین نیز شده. پاراجانف در کشور ما هنرمندی نام‌آشنا و شناخته‌شده‌ است.

با این حال، آثار او، هرگز چنان‌که باید و شاید، مورد اقبال مخاطبین ایرانی واقع نشده‌اند. امری که اگر نه تماماً، دست‌کم تا حد زیادی، معلول ناآشنایی مخاطب ایرانی با پیش‌زمینه‌های سیاسی و تاریخی آثار پاراجانف بوده است.

روبرت صافاریان، منتقد و نظریه‌پرداز برجسته‌ی سینما، در کتاب این فیلم‌ساز شاعر نقاش عروسک‌ساز مستندساز افسانه‌پرداز شعبده‌باز به توضیح نکاتِ اغلبْ تاریخی‌ای پرداخته که آگاهی از آن‌ها برای درک درست و دقیق آثار پاراجانف ضروری است. علاوه بر این، صافاریان در این کتاب، زیبایی‌شناسیِ حاکم بر سینمای این کارگردان روس را نیز با زبانی روشن و خالی از تکلف مورد واکاوی قرار داده است.

بنابراین، با توجه به گفته‌های فوق، کتاب این فیلم‌ساز شاعر نقاش عروسک‌ساز مستندساز افسانه‌پرداز شعبده‌باز هم برای مخاطبین عامی که به دنبال آشنایی اولیه با پاراجانف جهت فهم بهتر آثار او هستند مناسب است، و هم برای مخاطبین حرفه‌ای‌تری که خواهان سیری عمیق در سینمای یکی از پیچیده‌ترین فیلمسازانِ قرن بیستم‌اند.

سرگئی پاراجانف کارگردان بزرگِ سینمای شوروی

سرگئی پاراجانف (Sergei Parajanov) کارگردان ارمنی‌تبار بزرگ سینمای روسیه در قرن بیستم بود. وی به سال 1924، در شهر تفلیس (واقع در جمهوری گرجستان) دیده به جهان گشود. پدر و مادر سرگئی، هر دو از اهالی هنرِ نمایش بودند؛ امری که بی‌شک تأثیری به‌سزا در شکل‌گیری تمایلات هنری در نهاد پاراجانف داشت.

باری، پاراجانف به سال 1945، در آغاز ایام جوانی، رهسپار مسکو شد و در همان شهر تحصیلِ سینما را آغاز کرد. او بعدها به دلیل اتهاماتی واهی مورد غضب مسئولان حکومتی قرار گرفت و مدتی را نیز در حبس به سر برد. با این حال، ذوق ساختن و کار کردن هرگز در او کور نشد.

از میان آثار مطرح سرگئی پاراجانف می‌توان به فیلم‌های درخشانی چون «دومکا»، «خانم اول»، «آندریش»، «گل روی سنگ» و «سایه‌های اجداد فراموش‌شده» اشاره کرد.

سرگئی پاراجانف در ژوئیه‌ی 1990، بر اثر بیماری سرطان از دنیا رفت. پس از مرگش بسیاری از فیلم‌سازان برجسته‌ی جهان، از جمله آلبرتو موراویا، برناردو برتولوچی و فدریکو فلینی، از او به بزرگی یاد کردند و از تأثیر انکارناپذیر سینمای وی بر آثار خویش گفتند.

آندری تارکوفسکی در ستایش از پاراجانف چنین گفته است:

«از حیث هنری معدود اشخاصی وجود دارند که با سرگئی پاراجانف هم‌پایه باشند. من همیشه با توجه و علاقه‌ای وافر آثار او را تماشا کرده‌ام. شیوه‌ی تفکر او و شاعرانگیِ نقیضه‌آمیزِ سینمایش همواره من را به شوق می‌آورَد.»

با روبرت صافاریان بیشتر آشنا شویم

روبرت صافاریان (متولد 1333) مترجم، منتقد، مدرس و نظریه‌پردازِ ارمنی‌تبارِ برجسته‌ی سینماست.

صافاریان در رشته‌ی کارگردانی سینما فارغ‌التحصیل شده، با این حال، اغلب دوران فعالیت حرفه‌ای خویش را نه به حیطه‌ی فیلمسازی، بلکه به عرصه‌ی نقد اختصاص داده است.

از روبرت صافاریان آثار خواندنی فراوانی به انتشار رسیده است. آنچه در ادامه می‌خوانید عناوینِ برخی از بهترینِ این آثار است:

«زندگی مؤلف»، «تاریخ سینما»، «سینمای کیارستمی به روایت روبرت صافاریان»، «تهران – شمال»، «سکوت در بلندگوها: مقاله‌هایی درباره‌ی صدا در سینما»، «آبان، روز آتش»، «تهران در عکس».

 از  متن کتاب این فیلم‌ساز شاعر نقاش عروسک‌ساز مستندساز افسانه‌پرداز شعبده‌باز 

تعدادی از صحنه‌های فیلم در استودیو «آرمن‌فیلم» ایروان فیلم‌برداری شدند، از جمله صحنه‌ی رنگ‌آمیزی کلاف‌های نخ و صحنه‌ی اتاق شاهزاده آنا. بخش قابل‌توجهی از فیلم در منطقه لُری ارمنستان گرفته شد، دیرهای ساناهین و هاقبات در این منطقه قرار دارند که اولی محل تحصیل سایات نُوواست و دومی دیری است که او در دوره‌ای که به زندگی زاهدانه روی می‌آورد، در آن زندگی می‌کند.

صحنه‌های دیگری از فیلم در کاخِتی گرجستان گرفته شده‌اند و سرانجام بخش‌های دیگری در شهر قدیمی باکو. کار در این لوکیشن‌های متنوع هر یک مشکلات تدارکاتی خود را داشت که باعث می‌شد زمان تولید فیلم مرتب به درازا بکشد. اما پاراجانف اصرار داشت حتی‌الامکان در محل‌های واقعی فیلم‌برداری کند تا تصویر ملموسی از گذشته را بازسازی کند. صحنه‌های حمام که بخش کوچکی از آن‌ها به فیلم نهایی راه یافت، در استودیوِ فیلم‌سازی داوژنکو در کیف گرفته شد.

رفتار دمدمی‌مزاج پاراجانف عامل دیگری بود که تولید را به عقب می‌انداخت. او گاهی بدون دلیل سر صحنه حاضر نمی‌شد، یا تقاضاهای عجیب‌وغریب داشت.

مثلاً اصرار داشت که باید یک لاما (شتر یک‌کوهان امریکای لاتینی) در فیلم باشد و مسئولان وقت استودیو «آرمن‌فیلم» با دشواری زیاد آن را برایش فراهم کردند و اکنون در فیلم هست.

یا تقاضا می‌کرد که اسباب و اشیایی که در فیلم دیده می‌شوند باید اصل باشند و در مواردی آن‌ها را از مرکز کلیسای ارمنی یعنی اجمیادزین برایش می‌آوردند. وازگن اول، جاثلیق وقت ارمنیان، در این زمینه به‌خوبی با او همکاری می‌کرد.

در تمام این مدت پاراجانف با مسکو مکاتبه داشت و از مسئولان سینمایی ارمنستان شاکی بود. نامه‌ای موجود است که از مسکو به مسئولان «آرمن‌فیلم» دستور داده شده که کاری به کار او نداشته باشند.

او همچنین خواهان این شد که فیلمش در کیف تدوین شود چون تدوینگرش ماریا پونومارنکو در کیف زندگی می‌کرد و نمی‌خواست به او زحمت سفر به ارمنستان را بدهد. البته شاید هم این اصرار برای این بوده که در مدت تدوین از مسئولان سینمایی ارمنستان دور باشد.

فهرست مطالب کتاب

پیش‌گفتار
یک زندگی‌نامه‌ی کوتاه
فصل یک: سایه‌های نیاکان فراموش‌شده‌ی ما
فصل دو: رنگ انار
فصل سه: افسانه‌ی قلعه‌ی سورام
فصل چهار: فیلم‌های مستند: حسرت دنیایی ازدست‌رفته
فصل پنج: عاشق غریب
فصل شش: هنر پاراجانف و هنر قومی
مؤخره: پریمیتیویسمِ سینماییِ پاراجانف
پیوست‌ها
مصاحبه‌ی ران و دروتی هالووی با سرگئی پاراجانف
وقایع‌نگاری زندگی پاراجانف
فیلم‌شناسی سرگئی پاراجانف
منابع مهم درباره‌ی سینمای پاراجانف

لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط کتاب صوتی سلام صدا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    نظرتان را بیان کنید